استقرار موفق مدیریت دانش، تنها با پیادهسازی یک نرمافزار یا اجرای چند ابزار دانشی محقق نمیشود. تجربه سازمانهای پیشرو نشان داده است که موفقیت در این حوزه مستلزم اتخاذ یک رویکرد چندوجهی است که بهصورت همزمان ابعاد افراد، فرهنگ سازمانی، فرآیندها، ساختار، رهبری و فناوری را پوشش دهد. از همین رو، طرح جامع مدیریت دانش به عنوان کاملترین راهکار برای طراحی، استقرار و توسعه نظام مدیریت دانش در سازمانها شناخته میشود.
مدیریت دانش چیست؟
مفهوم مدیریت دانش به عنوان فرآیند جذب، ذخیره، به اشتراکگذاری و مدیریت مؤثر دانش و تجربه کارکنان برای افزایش دانش نیروی کار تعریف میشود. اصلی ترین اهداف مدیریت دانش در سازمان بهبود کارایی، بهرهوری و حفظ اطلاعات حیاتی در شرکت است. ارزشمندترین دارایی کارکنان، تخصص و دانش آنها بوده و سازمان با استفاده از این دارایی ارزشمند میتواند در راستای بهبود کیفیت و پیشرفت حرکت کند.
ضرورت و اهمیت مدیریت دانش در سازمان چیست؟
جمعآوری، نگهداری و به اشتراکگذاری دانش منجر به ایجاد فرهنگی میشود که سطح رضایت و بازدهی کارکنان را افزایش میدهد. سامانه مدیریت دانش مؤثر، دانش را سادهسازی کرده و در اختیار کارمندان میگذارد. فرآیند مدیریت دانش با آگاه کردن کارکنان از راهحل مشکلات گذشته، باعث بهبود عملکرد شده و به اخذ تصمیم در موقعیتهای استراتژیک کمک میکند.
مدیران هر روز با جریان ثابتی از دادهها بمباران میشوند. به گفته دیوید دربی شایر:
"دانشمندان بررسی کردهاند مقدار دادهای که برای یک فرد معمولی در طول یک سال ارسال میشود معادل خواندن ۱۷۴ روزنامه در روز است" (دربی شایر، ۲۰۱۱، ص ۱).
این ابر دادهها ارزش و اهمیت مدیریت دانش را بیش از پیش میکند. سه دلیل کلیدی که چرا مدیریت دانش برای شرکت مهم است عبارتند از:
اجرای طرح جامع مدیریت دانش با هدف ایجاد زیرساختی پایدار برای مدیریت سرمایههای دانشی سازمان انجام میشود. مهمترین اهداف این طرح عبارتاند از:
متدولوژی مورد استفاده در طرح جامع مدیریت دانش، حاصل تلفیق مدلهای معتبر بینالمللی مدیریت دانش با تجربیات اجرایی گسترده در سازمانهای ایرانی است. این متدولوژی بر پایه مدلهای شناختهشدهای همچون مدل خلق دانش نوناکا و تاکوچی (SECI)، چارچوب مدیریت دانش سازمان بهرهوری آسیا (APO) و الگوهای ارائهشده توسط سازمان بهرهوری و کیفیت آمریکا (APQC) توسعه یافته و متناسب با نیازهای سازمانهای ایرانی بومیسازی شده است.
در این رویکرد، فرآیندهای تبدیل دانش ضمنی به دانش آشکار و بالعکس، در سه سطح فردی، گروهی و سازمانی مورد توجه قرار میگیرد و برای هر یک از این سطوح، مجموعهای از ابزارها، فرآیندها و راهکارهای اجرایی طراحی میشود. همچنین چرخههای تولید، تسهیم، ذخیرهسازی، بازیابی و بهکارگیری دانش در تمامی فعالیتهای سازمان مورد پشتیبانی قرار میگیرند.
مدل اجرایی مشاوران توسعه آینده بر سه ستون اصلی فرهنگ، ساختار و فناوری استوار است که این سه حوزه، چهار مؤلفه کلیدی افراد، فرآیندها، رهبری و فناوری را پوشش میدهند. راهکارهای ارائهشده در هر یک از این ابعاد به گونهای طراحی میشوند که ضمن حمایت از فرآیندهای مدیریت دانش، زمینه استقرار پایدار و توسعه مستمر آن را در سازمان فراهم کنند.
اجرای نظام جامع مدیریت دانش و پایبندی به نقشه راه توسعه آن، در بسیاری از سازمانهای پیشرو منجر به دستاوردهایی نظیر کاهش دوبارهکاری، جلوگیری از اتلاف دانش، افزایش سرعت انتقال تجربیات، بهبود تصمیمگیری، صرفهجویی در زمان و هزینه و ارتقای بهرهوری شده است. بسیاری از این سازمانها علاوه بر دستیابی به نتایج داخلی، در ارزیابیها و جوایز ملی و بینالمللی مدیریت دانش نیز موفق بودهاند.
از جمله سازمانهای پیشرو در این حوزه میتوان به پالایشگاه تهران، پتروشیمی بندر امام و سایر شرکتهای بزرگ صنعتی کشور اشاره کرد که اجرای مدیریت دانش را به یکی از برنامههای راهبردی خود تبدیل کردهاند.
نمونه واقعی
پتروشیمی بندر امام یکی از شناختهشدهترین نمونههای استقرار مدیریت دانش در صنعت پتروشیمی ایران به شمار میرود. این شرکت طی سالهای گذشته با طراحی و استقرار نظام مدیریت دانش، اقدام به اجرای مجموعهای از راهکارها از جمله مستندسازی تجارب خبرگان، ثبت و انتشار درسآموختههای پروژهها، ایجاد بانک دانش، توسعه انجمنهای خبرگی، اجرای فرآیندهای پیشنهادهای بهبود و بهکارگیری نرمافزار مدیریت دانش کرده است. استمرار این اقدامات موجب حفظ دانشهای تخصصی، تسهیل انتقال تجربه میان کارکنان، کاهش وابستگی به دانش افراد و ارتقای سطح یادگیری سازمانی شده و این شرکت را به یکی از نمونههای موفق مدیریت دانش در صنعت کشور تبدیل کرده است.
تجربه پیادهسازی مدیریت دانش در ۸ سازمان بزرگ منجر به کسب تجارب ارزشمندی شده که برای ایجاد یک فرآیند استاندارد مدیریت دانش میتوان آنها را در سه دسته افراد، فرآیندها و تکنولوژی تقسیمبندی کرد. بررسیها حاکی از استفاده مکرر از ۶ تجربه کلیدی در تمامی سازمانهای مورد بررسی است. به طوریکه با استفاده از این تجارب، مدیریت دانش به شکلهای مختلفی در این سازمانها در حال پیادهسازی است. به طور کلی مدیریت دانش طی دو فاز "استقرار" و "ارتقا" در یک دوره ۲ الی ۳ ساله قابل پیادهسازی است. فاز استقرار، فرآیندی رسمی برای مدیریت دانش با استفاده از پرکاربردترین تجارب است و فاز بهبود و ارتقا بر پایه فعالیتهای فاز استقرار طراحی میشو
گام های اجرایی در اجرای طرح جامع مدیریت دانش
استقرار مدیریت دانش در مشاوران توسعه آینده به صورت پروژهای، مرحلهبندیشده و مبتنی بر ارزیابی وضعیت موجود سازمان انجام میشود. در این رویکرد، ابتدا وضعیت بلوغ مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی، فرآیندهای کلیدی، زیرساختهای فناوری و نیازهای دانشی سازمان بررسی شده و سپس نقشه راه استقرار مدیریت دانش تدوین میشود.
در ادامه، راهکارهای مناسب در حوزه فرهنگسازی، ساختار، فرآیندها، ابزارهای مدیریت دانش و زیرساختهای نرمافزاری بهصورت یکپارچه طراحی و اجرا میشوند. پس از استقرار اولیه نیز فرآیند پایش، ارزیابی و بهبود مستمر ادامه یافته تا مدیریت دانش به بخشی از نظام مدیریتی سازمان تبدیل شود.
به طور معمول، اجرای طرح جامع مدیریت دانش در دو فاز اصلی استقرار و ارتقا طی دورهای حدود دو تا سه سال انجام میشود. در فاز استقرار، فرآیندها، ساختارها، ابزارها و زیرساختهای اولیه مدیریت دانش ایجاد میشوند و در فاز ارتقا، سازمان بر اساس تجربیات حاصل از مرحله نخست، به سمت بلوغ بیشتر، توسعه ابزارهای پیشرفتهتر و بهبود مستمر نظام مدیریت دانش حرکت میکن
.