امروزه مدیریت دانش به یکی از مهمترین عوامل ایجاد مزیت رقابتی و تضمین پایداری سازمانها در محیط پرشتاب کسبوکار تبدیل شده است. بسیاری از سازمانها سرمایهگذاری قابل توجهی در زمینه استقرار مدیریت دانش انجام میدهند، اما همواره این پرسش مطرح است که سازمان در چه سطحی از بلوغ مدیریت دانش قرار دارد و برای دستیابی به سطح بالاتر چه اقداماتی باید انجام دهد؟ پاسخ به این پرسش از طریق ارزیابی بلوغ مدیریت دانش امکانپذیر است.
مدیریت دانش مجموعهای از فعالیتهای بههمپیوسته در حوزههای فرهنگ سازمانی، رهبری، فرآیندها، منابع انسانی و فناوری را در بر میگیرد و موفقیت آن تنها با استقرار چند ابزار یا نرمافزار قابل دستیابی نیست. از این رو، پیش از طراحی یا توسعه نظام مدیریت دانش، لازم است وضعیت موجود سازمان به صورت علمی و نظاممند ارزیابی شود تا نقاط قوت، نقاط قابل بهبود و ظرفیتهای توسعه آن بهدرستی شناسایی شوند.
ارزیابی بلوغ مدیریت دانش فرآیندی ساختاریافته برای سنجش میزان آمادگی، اثربخشی و توسعهیافتگی مدیریت دانش در سازمان است. در این ارزیابی، وضعیت داراییهای دانشی، فرآیندهای مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی، زیرساختهای فناوری، حمایت مدیران، میزان مشارکت کارکنان و سایر عوامل کلیدی بررسی شده و تصویری روشن از جایگاه فعلی سازمان ارائه میشود.
نتایج این ارزیابی صرفاً بیانگر وضعیت موجود نیست، بلکه مبنایی برای تدوین نقشه راه توسعه مدیریت دانش، اولویتبندی پروژههای بهبود و تصمیمگیری مدیران ارشد فراهم میکند. همچنین امکان پایش مستمر میزان پیشرفت سازمان در مسیر استقرار مدیریت دانش را ایجاد کرده و اثربخشی اقدامات انجامشده را در طول زمان قابل اندازهگیری میسازد.
در ارزیابی بلوغ مدیریت دانش از مدلها و ابزارهای استاندارد بینالمللی استفاده میشود تا توانمندیهای سازمان در ابعاد مختلف بهصورت جامع بررسی شده و راهکارهای متناسب با شرایط هر سازمان برای ارتقای سطح بلوغ ارائه شود.
ارزیابی بلوغ مدیریت دانش، پیشنیاز طراحی یک برنامه توسعه موفق در حوزه مدیریت دانش است. بدون شناخت دقیق وضعیت موجود، سرمایهگذاریهای سازمان ممکن است در مسیرهای کماثر یا نادرست انجام شوند. این ارزیابی با ارائه تصویری واقعی از وضعیت سازمان، زمینه تصمیمگیری آگاهانه مدیران و تدوین برنامههای اثربخش را فراهم میکند.
مهمترین مزایای ارزیابی بلوغ مدیریت دانش عبارتاند از:
یکی از معتبرترین مدلهای ارزیابی بلوغ مدیریت دانش در جهان، مدل سازمان بهرهوری آسیایی (APO) است که به عنوان ابزاری استاندارد برای سنجش میزان آمادگی و بلوغ سازمانها در حوزه مدیریت دانش شناخته میشود. این مدل با استفاده از یک پرسشنامه ساختاریافته، تصویری سریع و قابل اتکا از وضعیت مدیریت دانش سازمان ارائه میدهد و مسیرهای بهبود را مشخص میکند.
مدل APO شامل ۴۲ سؤال است که در قالب هفت معیار اصلی طراحی شدهاند:
این مدل علاوه بر تعیین وضعیت فعلی سازمان، امکان مقایسه نتایج با ارزیابیهای دورهای و اندازهگیری میزان پیشرفت مدیریت دانش را نیز فراهم میکند.
سطح ۱ – مقدماتی
(Initial) فعالیتهای مرتبط با مدیریت دانش بهصورت پراکنده و بدون فرآیند مشخص انجام میشوند. موفقیتها عمدتاً حاصل تجربیات فردی و اتفاقات مقطعی هستند و مدیریت دانش هنوز به یک نظام سازمانی تبدیل نشده است.
سطح ۲ – تکرارپذیر
(Repeatable) سازمان اهمیت مدیریت دانش را درک کرده و برخی پروژههای آزمایشی یا فعالیتهای محدود در این حوزه اجرا میشود، اما هنوز انسجام و یکپارچگی لازم وجود ندارد.
سطح ۳ – تعریفشده
(Defined) فرآیندهای مدیریت دانش به صورت رسمی تعریف شدهاند و دستورالعملها، استانداردها و مسئولیتهای مشخصی برای اجرای آنها در سازمان وجود دارد.
سطح ۴ – مدیریتشده
(Managed) فعالیتهای مدیریت دانش به کمک شاخصهای عملکرد، نظامهای پایش و ابزارهای مدیریتی اندازهگیری و کنترل میشوند و تصمیمگیریها بر پایه دادههای واقعی انجام میگیرد.
سطح ۵ – بهینهسازیشده
(Optimized) مدیریت دانش به بخشی از فرهنگ سازمان تبدیل شده است. سازمان بهطور مستمر فرآیندهای خود را بهبود داده، نوآوری را توسعه میدهد و از دانش به عنوان یکی از مهمترین مزیتهای رقابتی خود بهره میگیرد.
شرکتهای پیشرو
امروزه بسیاری از سازمانهای پیشرو، ارزیابی بلوغ مدیریت دانش را به عنوان نخستین گام در طراحی یا بازنگری نظام مدیریت دانش خود انجام میدهند. این ارزیابی به آنها کمک میکند تا ضمن شناسایی وضعیت موجود، برنامههای توسعهای خود را بر اساس دادههای واقعی و اولویتهای سازمان تدوین کنند. در بسیاری از سازمانهای موفق، ارزیابی بلوغ به صورت دورهای انجام میشود تا میزان پیشرفت، اثربخشی اقدامات و فرصتهای بهبود بهصورت مستمر پایش شود.
نمونه واقعی
شرکت زیمنس (Siemens) از شناختهشدهترین سازمانهایی است که از مدلهای بلوغ و ارزیابیهای دورهای برای توسعه مدیریت دانش خود بهره گرفته است. این شرکت در مسیر استقرار مدیریت دانش، علاوه بر ایجاد شبکههای خبرگی، اجتماعات دانشی و سامانههای اشتراک دانش، بهصورت مستمر میزان بلوغ مدیریت دانش را در واحدهای مختلف ارزیابی کرده و نتایج آن را مبنای برنامههای بهبود قرار داده است. استفاده از مدلهای بلوغ موجب شده است زیمنس بتواند شکافهای دانشی، میزان مشارکت کارکنان، اثربخشی فرآیندهای اشتراک دانش و سطح آمادگی واحدهای سازمانی را بهصورت نظاممند پایش کرده و برنامههای توسعه مدیریت دانش را بر اساس دادههای واقعی و قابل اندازهگیری اجرا کند.